تحولات منطقه

سیاست‌های تعرفه‌ای و جنگ‌طلبانه ترامپ،اقتصاد جهانی را میان شوک انرژی،بدهی فزاینده و بی‌ثباتی مالی گرفتار کرده؛ واشنگتن با تشدید رویارویی با ایران و دامن‌زدن به جنگ‌های تجاری،هزینه جاه‌طلبی‌های خود را به بازارها،دولت‌ها و معیشت مردم جهان تحمیل می‌کند.

از جنگ با ایران تا جنگ تعرفه‌ای؛ جهان تاوان سیاست‌های ترامپ را می‌دهد
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

نظم اقتصادی کهنه، دیگر فضای چندانی برای مانور ندارد. قدرت‌های رقیب آن با تکیه بر توافق‌های شکننده برای خود زمان می‌خرند؛ آن هم در شرایطی که غرب آسیا با دور تازه‌ای از رویارویی روبه‌روست.

«پیتر فریزه»، سردبیر نشریه «ژاکوبن»، در کتاب خود با عنوان «چهار آینده: زندگی پس از سرمایه‌داری»، چهار نظام کاملاً متفاوت را توصیف می‌کند که می‌توانند آینده سیاست و اقتصاد جهانی را شکل دهند؛ کمونیسم، رانت‌داری، سوسیالیسم و نابودگرایی.

هر یک از این الگوها طرحی بلندپروازانه است؛ اما پیش از آنکه هرکدام از آن‌ها حاکم شود، به احتمال بیشتر شاهد مرحله دیگری از سرمایه‌داری خواهیم بود که عناصری از چند نظام را در خود جای می‌دهد.

این دوره گذار ممکن است تا میانه قرن ادامه پیدا کند. بعید است سرمایه‌داری در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت به‌آسانی از میان برود، اما در شکل کنونی خود نیز نمی‌تواند تا ابد دوام بیاورد. دگرگونی اقتصادی و سیاسی اجتناب‌ناپذیر شده و تمام جهان دردهای ناشی از این تغییر را تجربه می‌کند.

این گذار، ائتلاف‌های تازه و شراکت‌های متغیر را به همراه خواهد داشت؛ در کنار تحرکات دیپلماتیک و نظامی‌ای که اغلب با یکدیگر در تناقض‌ هستند.

اقتصاد جهانی زیر فشار هم‌زمان جنگ، بدهی بی‌سابقه، تورم و پایان دوران پول ارزان به نقطه‌ای شکننده رسیده است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، آسیب‌پذیری مسیرهای انرژی را آشکار کرده و هزینه حفظ نظم اقتصادی موجود را افزایش داده است.

سرمایه‌داری در تنگنای بحران‌های هم‌زمان

اقتصاد جهانی با وجود تاب‌آوری ظاهری، بیش از گذشته در برابر شوک‌های سیاسی و مالی آسیب‌پذیر شده است. بر اساس گزارش سازمان تجارت جهانی، تجارت کالا در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، برخلاف انتظارها، ۳.۵ درصد رشد کرد؛ اما این رشد به معنای مهار بحران نیست. افزایش تجارت محصولات مرتبط با هوش مصنوعی و تغییر مسیر زنجیره‌های تأمین، بخشی از خسارات جنگ غرب آسیا را جبران کرده است؛ درحالی‌که هزینه انرژی، بدهی عمومی و نااطمینانی ژئوپلیتیکی همچنان اقتصادها را تحت فشار می‌گذارند.

جنگ ایران و آسیب‌پذیری انرژی

ابعاد اختلال در بازار انرژی، عمق وابستگی اقتصاد جهانی به غرب آسیا را نشان می‌دهد. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، صادرات نفت خام منطقه حدود ۲۴ درصد و صادرات گاز طبیعی مایع‌شده ۴۷ درصد کاهش یافت. افزایش عرضه از دیگر مناطق، افت جهانی صادرات را محدود کرد؛ اما این جایگزینی، خطر اختلال‌های طولانی‌مدت را از میان نبرد. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، فشارهای ساختاری بازارهای اوراق قرضه را نیز تشدید کرده است. مسیرهای جایگزین انرژی و کریدورهای تجاری شاید بخشی از ریسک را کاهش دهند، اما جایگزین ثبات سیاسی و امنیت پایدار در منطقه نیستند.

پایان پول ارزان؛ آغاز فشار بدهی

بدهی جهانی در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به رقم خیره‌کننده ۳۶۵.۵ تریلیون دلار رسید؛ بیش از ۱۰ تریلیون دلار افزایش در مقایسه با پایان سال گذشته. هم‌زمان، افزایش هزینه استقراض و نیاز دولت‌ها به تأمین مالی، بازار اوراق قرضه را متلاطم کرده است. دوران اعتبار ارزان که پس از بحران مالی ۲۰۰۸ به دولت‌ها امکان مانور می‌داد، رو به پایان است. در این شرایط، دولت‌ها باید میان افزایش هزینه‌های عمومی، مهار تورم و پرداخت بدهی‌ها دست به انتخاب‌های دشوار بزنند؛ انتخاب‌هایی که می‌تواند به تشدید ریاضت اقتصادی و نارضایتی اجتماعی منجر شود.

هوش مصنوعی؛ رونق یا حباب تازه؟

هوش مصنوعی به موتور مهم رشد تجارت تبدیل شده است. نیمه‌رساناها، سرورها و کالاهای مرتبط با این فناوری، ۴۷ درصد از افزایش ارزش تجارت جهانی کالا در نیمه نخست سال را رقم زدند و تجارت این محصولات ۶۷ درصد رشد کرد. بااین‌حال، سرمایه‌گذاری عظیم در این حوزه تضمینی برای بازدهی مورد انتظار نیست. ارزش سهام فناوری با انتظارات خوش‌بینانه درباره سودهای آینده افزایش یافته، درحالی‌که هزینه‌های سرمایه‌ای و عملیاتی به‌شدت بالا رفته‌اند. اگر این انتظارات محقق نشوند، اصلاح بازار سهام می‌تواند بحران بدهی را تشدید کند و حتی به بی‌ثباتی گسترده‌تر مالی و بحران بانکی بینجامد.

غرب آسیا؛ میدان رقابت و صورت‌حساب بحران

درحالی‌که آمریکا و چین برای جلوگیری از تشدید جنگ تعرفه‌ای به توافقی موقت نیاز دارند، غرب آسیا همچنان درگیر رقابت‌های نظامی و ژئوپلیتیکی است. توافق دفاع مشترک مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان و تحولات پیرامون یمن، نشان‌دهنده افزایش اتکای قدرت‌های جهانی به بازیگران منطقه‌ای برای حفاظت از منافعشان است. اما این ترتیبات الزاماً به ثبات نمی‌انجامند. پادشاهی‌های خلیج فارس که تریلیون‌ها دلار برای توسعه هوش مصنوعی، فناوری مالی، تجارت و زیرساخت‌های جدید سرمایه‌گذاری کرده‌اند، اکنون با آسیب‌پذیری همان زیرساخت‌ها در برابر جنگ روبه‌رو هستند. در اقتصادی که بدهی، تورم و رقابت قدرت‌ها فضای مانور را محدود کرده، آتش‌بس‌های موقت ممکن است زمان بخرند، اما بحران ساختاری نظم موجود را حل نمی‌کنند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha